سورنا

سورنا یکی از سرداران دلیر اشکانی بود که در بین سالهای 52-82 پیش از میلاد می زیسته است.و در زمان خود یکی بلند قد ترین و خوش چهره ترین مردان به حساب می آمد.همچنین از نظر قدرت نیز بعد از پادشاه شخص دوم کشور به حساب می آمده است.و در روز تاجگذاری حق داشت کمربند پادشاهی را به پادشاه ببندد.
در آن زمان روم به صورت جمهوری اداره می شد و سه فرمانده به نامهای کراسوس ژولیوس سزار و پومیه وظیفه گسترش قلمرو آن را داشتند.کراسوس برای گسترش قلمرو روم قصد لشگر کشی به ایران و هند را داشت.کراسوس سرداری بود که تقریبا در تمامی نبردهایش پیروز شده بود و توانسته بود قیام برده های رومی به فرماندهی اسپارتاکوس سرکوب بود..
کراسوس با 12 لژیون خود را به نزدیکی سوریه کنونی رساند در این هنگام سپاهیان ایران نیز جنگهای نا منظم را با سپاهیان کراسوس آغاز کردند.وسورنا متوجه این مساله بود که رومیان به مناطق خشک عادت ندارند به همین خاطر سپاه روم را به حران کشناد سپاه ایران به فرماندهی سورنای سی ساله تا نزدیکی حران کراسوس را تعقیب کرد.سربازان کراسوس در این هنگام دچار سردگمی شدند زیرا به مناطق خشک و بی آب و علف عادت نداشتند.
قبل از نبرد سورنا با فرستادن پیغامهایی سعی در راضی کردن کراسوس برای صلح کرد اما کراسوس پیغامی برای سورنا فرستاد و به او گفت جواب تو را در پایتخت ایران خواهم داد سورنا نیز در جواب او نوشت که اگر در کف دست من مویی می بینی پایتخت ایران را نیز خواهی دید.
در این نبرد سپاهیان روم 70000 تن و سپاهیان ایران 40000 تن بودند در این هنگام بود که سورنا با هوشمندی تمام دستور داد طبل های بزرگی که در سپاه ایران بود بنوازند و تیر اندازها باران تیر را به طرف سپاه روم روانه کنند.با نواختن طبل ها لرزه بر اندام سپاهیان روم افتاد.
سورنا در این نبرد تکنیک های جدید جنگی را پیاده کرد و جنگ را شبیه به جنگهای چریکی امروز پیاده کرد. افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
در حین نبرد سواران ایرانی که کمان در دست داشتند وارد میدان می شدند با تیر نفرات مقابل را می زدند و مکان خود را عوض می کردند در مواردی هم که سربازان رومی آرایش خاص خود را می گرفتند پاهای آنها را نشانه می گرفتند و هنگامی که رومی ها آنها را تعقیب می کردند با تیرهای خود آنها را از پشت سر خود می زدند.
>کراسوس کاسیوس را بر سمت راست لژیون خود و پسرش peblius را در سمت چپ سپاه گماشت.و خود نیز در مرک سپاه قرار گرفت در این زمان بود که پسر دیگر کراسوس فابیوس با 1400 سرباز گل وارد میدان شد ولی نیروهای ایران در یک تعقیب و گریز او را کشتند.روحیه سرابازان رومی به شدت در حال تزلزل بود.
کراسوس ناگهان سر فرزند خود را بر بالای نیزه ایرانیان دید سورنا آن روز را به کراسوس برای سوگواری فرزندش فرصت داد و از کراسوس خواست که برای مذاکره در باره صلح به اردوی او بیایید و حتی اسبی برای این کار به او هدیه داد و تمام نشریفات را برای استقبال از کراسوس انجام داد کراسوس به سمت اردوی ایرانیان برای انجام مذاکره روانه شد در این هنگام اکتاویوس سردار رومی که خیال کرد خدعه ای در کار است دستش را به شمشیرش برد و چندتن از سپاهیان ایران را کشت.در گیری در گرفت کراسوس و بیشتر سربازان رومی دراین میان کشته شدند و ده هزار تن از آنان به اسارت ایرانیان در آمدند.ایرانیان توانستند تمامی پرچم های سپاه روم را به تسخیر خود در بیاونرند.
بعد از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند.
سورنای سی ساله توانست در لولین رویارویی ایرانیان و رومیان طعم شکست را بر رومیان وارد کرد با رسیدن این خبر به ژولیوس سزار اندیشه حمله به ایران را در سر خود پروراند اما قبل از اینکه بخواهد شکست دیگری را از طرف ایرانیان به روم وارد کند در سنای روم توسط نمایندگان به قتل رسید.
سورنا نیز که بعد از پیروزی روز به روز محبوب تر می شد و قدرتش افزایش یافت ارد سیزدهم پادشاه اشکانی از این موضوع هراس ناک بود دستور قتل سورنا را صادر کرد.

/ 8 نظر / 35 بازدید
قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml

قالب

واقعا وبلاگ خوبی داری ولی ... !؟ بهتره یه کم جذاب ترشه قالبش پیشنهاد من از این سایت قالب بگیر تازه قرعه کشی روزانه هم داره http://foorush.ir/thems.thtml